با تشکر از خانم آزاده قهرمان فرزند مرحوم هاشم قهرمان به خاطر ارسال عکسدرون خانهی مندو تا پرندهی کوچکدو مرغ در قفسندهمیشه بال و پری میزنند و تنهایندهمیشه همنفسندپرنده را گفتم:بخوان! همیشه بخوان! تا بهار راهی نیستپرنده دانهی اشکی فشاند و با من گفت:من از رسیدن فصل بهار محزونمتو خوب میدانیقفس برای من و ما همیشه زندان است#هوای_تازه#هاشم_قهرمانکانال تلگرامی انجمن شعر قطبhttps://t.me/anjomanghotbبرچسبها: هوای تازه, هاشم قهرمان, آزاده قهرمان, بهمن صباغ زاده
برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 13:27
نقش پای رفتگان؛ نگاهی به زندگی و شعر شادروان خسرو یزدانپناه قرائینام و شعرِ شاعران زاوه و تربت حیدریه از دیرباز در تذکرههای مختلف آمده است و تا عصر قاجاریه که تذکرهنویسی رواج داشت در هر تذکرهای میشود نشان شاعران این آب و خاک را جُست. در روزگارِ کتابهای چاپی نیز همشهریان و هماستانیهایی بودهاند که کمر همت بستهاند و زندگینامه و شعرِ شاعران همشهری را ثبت و ضبط کردهاند اما این کتابها و تذکرهها هیچوقت کامل نمیشود و همواره شاعرانی را میشود پیدا کرد که نامشان در تذکرهها قید نشده باشد یا اگر نام و شعرشان وجود دارد به اجمال آمده است. در دههی گذشته من با هر دو عزیز درگذشته مصاحبهی تلفنی انجام دادم و زندگینامه و شعر ایشان را در وبلاگم منتشر کردم و حالا با ویرایشی جدید و اطلاعات تکمیلی بازنشرش میدهم.آنچه در ادامه میخوانید حاصل مصاحبهی تلفنی با استاد تیمور قهرمان در سال ۱۳۹۵ و مصاحبهی تلفنی و رد و بدل شدن چند ایمیل با استاد خسرو یزدانپناه قرایی در سال ۱۳۹۳ است.خسرو یزدانپناه قرایی مردی بود که میتوان ایشان را در مهربانی مَثَل آورد. وقتی برای اولین بار با ایشان تلفنی صحبت کردم از نظر جسمانی حال مساعدی نداشتند اما بسیار مهربان و باروحیه صحبت کردند. با صبر و حوصله تماسهای مرا جواب میدادند، سوالهایی که با ایمیل برای ایشان فرستادم را نیز پاسخ گفتند و در نهایت نامهای زیبا برایم نوشتند که به لطف آقای مهرداد بنایی و پاکنویسشده به خط خوش ایشان به دستم رسید. نامهی مهربانانهی استاد یزدانپناه قرایی به تاریخ هشتم بهمنماه ۱۳۹۳ شد بنای نوشتهای شد که در ادامه میخوانید.خسرو یزدانپناه قرایی متولد هفدهم فرودینماه سال ۱۳۱۰ هجری شمسی است و خود در قصیدهای این بیت
برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 13:27
در صفحهی فرهنگ و هنر شمارهی ۱۵۷ پیام ولایت که در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ منتشر شده، با زندگی و شعر شاعر شاعر همشهری غلامرضا اعتقادی آشنا خواهید شد.هر وقت غلامرضا اعتقادی را در جلسهی شعر میدیدم ناخودآگاه یاد بیتی از یغمای نیشابوری میافتادم که گفته بود: «من یکی کارگر بیل به دستم، بر من/ نام شاعر مگذارید و حرامم مکنید». وقتی مشغول جمعآوری اشعار اعتقادی برای چاپ کتاب شعرش بودم خودش همین بیت را برای پشت جلد پیشنهاد کرد و من گفتم شما همیشه برای من تداعیگر همین بیت بودهاید. اعتقادی مردی خوشطبع و بذلهگوست و همیشه شعرخوانیاش در جلسات انجمن شعر، همراه با شوخی و خنده است. وقتی شعرش را میخواند به گویش تربتی میگوید: «گودال کِلَر شعرِمارُم وَرگِن دِگَه» و منظورش این است که استادان انجمن اشکالات وزنی شعرش را تذکر دهند.غلامرضا اعتقادی بیش از آنکه شاعر باشد، کشاورز است. دستی'>دستی در خاک دارد و دستی در شعر. اعتقادی مانند یغمای خشتمال نیشابوری به کارگر بودنش افتخار میکند. پینههای دستش را نشان میدهد و میگوید از کودکی کار کردهام و تا وقتی بتوانم کار خواهم کرد. غلامرضا اعتقادی را در تربت به نام «شیخ اعتقادی» میشناسند. هر کس که چند جلسهای در نماز جمعه شرکت کرده باشد حتما او را میبیند و شعرهایش را میشنود. اعتقادی که به رسم خراسانیها دستار میبندد معمولا در مراسم مختلف شعری که در تربت و شهرستانهای اطراف تشکیل میشود حضور مییابد و با توجه به مناسبتهای مذهبی اشعاری را میسراید و برای مردم میخواند.اعتقادی جزو شاعرانی است که تحصیلات چندانی ندارد اما مانند غالب مردم خراسان مایهای برای شعر گفتن دارد و وزن را درک میکند. بد نیست اضافه کنم که ما در خراسان نوعی شعر داریم بیشتر به وزن دوبیتی و
برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 13:27
برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 22:01
برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 22:01